مطالعه موردی مهندسی
Meta Media
سایت خود آژانسها معمولاً گنگترین سایتی است که آن آژانس میسازد؛ چون میل به تحسینبرانگیز بودن بر نیاز به فهمیدهشدن میچربد. نسخهی بهدردبخور همان است که ساده بگوید آژانس چه کار میکند و برای چه کسی.
مسئله تجاری
کسبوکار رسانهای و خلاق باید هم توانش را نشان بدهد و هم قابلفهم بماند. سایتهای این حوزه معمولاً با فضاسازی شروع میکنند و مشتری بالقوه آخرش نمیتواند بگوید این آژانس دقیقاً چه میفروشد. نتیجه این است که همان مشتری سراغ رقیبی میرود که فقط حرفش را ساده زده.
آنچه تحویل دادم
- جایگاه آژانس صریح گفته شده: چه میکند، برای چه کسی، و همکاری با آن یعنی چه.
- ساختار محتوایی که هم به یک نگاه سریع جواب میدهد و هم به مطالعهی عمیقتر مشتری جدی.
- یک ارائهی امروزی که توانمندی را نشان میدهد و جلوی فهم را نمیگیرد.
- ساختاری که خود آژانس بتواند نمونهکارهایش را بهروز نگه دارد.
رویکرد فنی
- دامنهی کار بر اساس نیاز واقعی کسبوکار بسته شد، نه با پیشنهاد ساخت یک پلتفرم برای سایتی که به پلتفرم نیاز نداشت.
- پیادهسازی نزدیک به الگوهای استاندارد و آشنا ماند، چون بعد از تحویل تیم خود مشتری نگهش میدارد.
- ساختار محتوا را مسئلهی اصلی طراحی گرفتم، چون ناوبری تعیین میکند بازدیدکننده چیزی را که برایش آمده پیدا میکند یا نه.
- هیچ چیزی اضافه نشد که مالک برای تغییرش مجبور باشد سراغ توسعهدهنده برود.
نتیجه و شواهد
خدمت آژانس و مخاطبش روشن بیان شدهاند، آن هم در ارائهای که هنوز توان آژانس را نشان میدهد.
اهمیت برای کارفرما
برای یک آژانس، خود سایت نمونهکار است. باید هم سلیقه نشان بدهد و هم در نگاه اول فهمیده شود. معمولاً همان شرط دوم قربانی میشود.
خلاصه اجرایی خوانا
خلاصه_اجرایی {
پروژه: "Meta Media"
نوع: "آژانس رسانه و خلاقیت"
مسئله_اصلی: "شفافیت جایگاه، نه تأثیر بصری"
مستقیم_میگوید: "چه میکنند / برای چه کسی / همکاری چطور است"
پاسخ_میدهد_به: "نگاه سریع و مطالعهی عمیقتر"
محدودیت: "آژانس کارهای خودش را بهروز نگه میدارد"
}ارزش حرفهای این پروژه
کشاندن یک مشتری خلاق از فضاسازی بهسمت شفافیت، معمولاً مفیدترین چیزی است که یک توسعهدهنده به پروژه اضافه میکند.
سایتی که تحسین میگیرد ولی توضیح نمیدهد، به سایت سادهتری میبازد که توضیح میدهد.