مطالعه موردی مهندسی
Lampco
کسبوکارهای صنعتی معمولاً محصول و خدمات بیشتری دارند از آنچه یک سایت بتواند یکجا نشان بدهد. پس کار تقریباً تماماً معماری اطلاعات است: اینکه بازدیدکننده اول چه ببیند و از چه راهی به همان چیز مشخصی برسد که برایش آمده.
مسئله تجاری
کاتالوگ گستردهی صنعتی اگر تخت ارائه شود، عملاً بلااستفاده است. بازدیدکننده دنبال یک محصول یا یک توانایی مشخص آمده. اگر ساختار زود او را به مقصد نرساند، میرود — هرچقدر هم محتوا کامل باشد.
آنچه تحویل دادم
- یک معماری اطلاعات که کل دامنهی محصول و خدمات را در ساختاری قابل پیمایش مرتب میکند.
- یک ارائهی شرکتی حرفهای، درخور خریدار صنعتی.
- ساختار صفحهای که هم به مرور جواب میدهد و هم به کسی که مستقیم سراغ یک قلم مشخص میآید.
- ساختار محتوایی که کسبوکار بتواند همراه رشد دامنهاش گسترشش بدهد.
رویکرد فنی
- دامنهی کار بر اساس نیاز واقعی کسبوکار بسته شد، نه با پیشنهاد ساخت یک پلتفرم برای سایتی که به پلتفرم نیاز نداشت.
- پیادهسازی نزدیک به الگوهای استاندارد و آشنا ماند، چون بعد از تحویل تیم خود مشتری نگهش میدارد.
- ساختار محتوا را مسئلهی اصلی طراحی گرفتم، چون ناوبری تعیین میکند بازدیدکننده چیزی را که برایش آمده پیدا میکند یا نه.
- هیچ چیزی اضافه نشد که مالک برای تغییرش مجبور باشد سراغ توسعهدهنده برود.
نتیجه و شواهد
کل دامنه در ساختاری ارائه میشود که بازدیدکننده در آن راه خودش را پیدا میکند، و کسبوکار میتواند به آن اضافه کند بدون اینکه نظم ساختار بههم بریزد.
اهمیت برای کارفرما
برای یک کسبوکار صنعتی، سایت همزمان کاتالوگ است و هم نشانهی اعتبار. همان ساختار است که هر دو نقش را ممکن میکند.
خلاصه اجرایی خوانا
خلاصه_اجرایی {
پروژه: "Lampco"
نوع: "سایت شرکتی صنعتی"
کار_اصلی: "معماری اطلاعات روی یک دامنهی گسترده"
پشتیبانی: "هم مرور و هم ناوبری مستقیم به قلم شناختهشده"
دوام: "ساختار با رشد دامنه پابرجا میماند"
محدودیت: "قابل گسترش توسط خود کسبوکار"
}ارزش حرفهای این پروژه
در چنین پروژهای، کار طراحی یعنی معماری اطلاعات. درستبودن ساختار از هر انتخاب بصری مهمتر است.
ساختاری که رشد را تحمل کند، همان چیزی است که مشتری دو سال بعد قدرش را میفهمد.